تبلیغات
اگرهرروزراهت را عوض کنی،هرگزبه مقصدنخواهی رسید.
سلام دوستان عزیزم.قبل ازهرچیزبایدیه دوست قدیمی روبهتون معرفی کنم.این دوست من اسمش علی هست وصمیمی ترین وقدیمی ترین دوست منه.البته درحال حاضرساکن ایران نیست ولی معمولا وقتی میادایران همدیگه رو میبینیم ولحظات خوبی باهم داریم.اما چرااینومیگم؟خوب الان عرض می کنم. این علی آقای ما درطول سالیان گذشته همواره شغل های مختلفی برای خودش انتخاب می کرد واغلب ازدوست وآشنا اینومی شنیدکه"عزیزم هی ازاین شاخه به اون شاخه نپر،یک کارثابت ومشخص براخودت دست وپا کن تابتونی پیشرفت کنی" ولی خوب؛تامدتی علی آقا راه خودش رو می رفت.البته اون معتقدبودکه این کارهای متفاوتی که انجام میده باعث میشه تجربیات متفاوتی کسب کنه که بعدها به کارش خواهنداومد. درنکته مقابل علی،من بودم که درطول اون سالهااولش یک کار دفتری داشتم که مدت زیادی توی اون کارفعالیت می کردم بایک درآمدمشخص وبدون هیچ پیشرفتی!تااینکه یک روزیک پیشنهادکارجدیدتوی یک شرکت تولیدی من رو مجاب کردتاشغلم رو عوض کنم.شرایط کارجدیدم متفاوت بود واین امکان وجودداشت تا باسعی وتلاش بشه پیشرفت کرد.اتفاقا همینطور هم شد ومن ازیک کارمندساده درطول 6 سالی که اونجا بودم تاحد برخی پست های مدیریتی ارتقاء پیداکردم وباروندی که داشت پیش میرفت وانتظاراتی که مدیریت شرکت ازمن داشت فاصله چندانی باانتخاب به عنوان قائم مقام مدیرعامل نداشتم.اما... ناگهان یک سری اتفاقات تو جامعه ما رخ داد که نتیجه اش ایجادرکودشدید وحتی تعطیلی وورشکستگی بسیاری ازواحدهای صنعتی وتولیدی درکشورمون بودکه هرروز این جریان بیشتروبیشترگسترش پیدامی کرد وکارخانجات وکارگاههای زیادی تعطیل یا نیمه تعطیل می شدند.تحت این شرایط من هم موندن تو اون شرکت رو به صلاح خودم ندیدم وعلیرغم مخالفت هایی که بود،استعفادادم. اون شرکت دو سال بعد کاملا تعطیل وورشکست شد. حالا من بودم با یک سابقه خوب کاری تو زمینه ای که اکثرشرکت های فعال تواون زمینه حال وروزخوبی نداشتند وبیشتر کارکنانشون رو اخراج می کردند،چه برسه به اینکه بخوان استخدام جدیدداشته باشند! اون موقع به این فکرمی کردم چه خوب بود که مهارت وتوانایی های بیشتری داشتم تابتونم کارجدیدومناسبی اختیارکنم کاری که علی می کرد... علی بعدازچندسال تغییرات متوالی کار بالاخره راه خودش رو پیداکرد والان دوسه سالی هست که تو کار گردشگری وبرگزاری تورهای مسافرتی هست وتجربیات سالهای قبل خیلی به دردش می خورند.علی دیگه اون جوون کم روکه اطلاعات چندانی ازوضع بازاروکسب وکاروجامعه نداره نیست وتوخیلی ازمسائل صاحب نظره وداره کارهای موءسسه اش روبه خوبی به پیش می بره. من هم تصمیم گرفتم به صورت هدف مند راه علی رو پی بگیرم وسعی کنم مهارت ها وتوانایی هام رو افزایش بدم تادرمواجهه با شرایط مختلف کم نیارم وبتونم عکس العمل مناسب ازخودم نشون بدم. امادرمورد عنوان این پست باید بگم؛به عقیده من تواین دنیا هیچ چیزمطلق نیست و همه چیزنسبی هست. فکرمی کنم شرح حال علی ومن گویای اینه که اگه تغییرراه باهدف وبرنامه باشه،بازهم میتونه به مادررسیدن به مقصد مون کمک کنه ولی درغیراینصورت بعیدنیست راه رو گم کنیم وبه بیراهه بریم. یک دنیا شادی وموفقیت براتون آرزودارم. درپناه حق باشید.
نوع مطلب :
The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|